Ex4Me
X
تبلیغات
رایتل

رفتار اسکندر با جنازه آریوبرزن ورفتار ما با مجسمه آریو برزن

سردار دلاور ایرانی در شرایطی که هیچ امیدی به پیروزی بر قوای بیگانه در خاک میهن نبود در پاسخ به فرمانروای فاتح که او را در حلقه محاصره در آورده بود می نویسد : " من تا جان در بدن دارم از اینجا دفاع خواهم کرد " و هنگامی که اسکندر مقدونی بار دیگر با اصرار به او پیغام می دهد که شاهنشاه تو گریخته و مقاومت تو بی حاصل است تسلیم شو تا تو را یکی از فرمانروایان این سرزمین کنم ، سردار بزرگ و دلاور ایرانی چنین پاسخ می دهد :‌" حالا که شاهنشاه ایران از این مکان رفته من آن قدر در اینجا می مانم و مقاومت می کنم تا بمیرم ".
 

پاهای استوار آریوبرزن این سردار دلاور ایرانی هیچ گاه برای دفاع از پایتخت امپراتوری ایران به پرسپولیس نرسید ، اما بنا به روایت مورخان ، به هنگام حمله اسکندر مقدونی به ایران مقاومتی جانانه از سوی این دلاور مرد بزرگ و خواهرش یوناب صورت گرفته است .

از آریوبرزن می گوییم ، او که دلاوی و حمیتش برای سرزمین و خاک پاک ایران تنها با یک مجسمه در شهر یاسوج پاس داشته می شود ، که این روزها متاسفانه روی باقی ماندن همان مجسمه هم حرف و حدیث است و کسانی که مهری نسبت به او و یادآوری تاریخ دلاوری هایش در راه میهن ندارند ، می خواهند مجسمه او را پایین بیاورند.

باز جای شکرش باقی است که اسکندر مقدونی آن قدر کرامت داشت که دشمنان خود را گرامی می داشت و پس از اینکه آریوبرزن این سردار دلاور ایرانی تا آخرین قطره خون در راه میهن دفاع کرد و به شهادت رسید به پاس دلاوری های این سردار بزرگ سنگ قبری بر مزار او گذاشت اما روی آن نوشت " به یاد لئونیداس " ! (همان پادشاه اسپارتی که در نبرد با خشایارشا ایرانی جان داده بود)
به هر حال اسکندر دشمن ما بوده و است و انتظاری از او نبود تا داریوش سوم این شاهنشاه گریزان و ترسوی ایران را با کرامت به خاک سپارد و یا بر مزار آریوبرزن این سردار دلاور ایران سنگی بگذارد .

اما قصه پر غصه در اینجا است که امروز پس از گذشت بیش از 2300 سال از مقاومت جانانه آریوبرزن در برابر هجوم دشمن خارجی ، تنها پاسداشت بزرگواری ها و دلاوری های او در راه میهن ، که یک تندیس از پیکر او در شهر یاسوج است ، می خواهد پایین بیاید.

پایین آمدن پیکره آریوبرزن از شهر یاسوج پیغام های متعددی دارد که هیچ کدام از آنها چه بخواهیم و یا چه نخواهیم در جهت منافع ملت بزرگ ایران نیست .

این کار علاوه بر اینکه کشیدن خط بطلان بر روی دلاوری های این سردار بزرگ میهنمان است بدین معنا است که : "ای دشمنان خارجی ، ما ایرانی ها غیرت نداریم بر ما بتازید " چون ما مجسمه تنها سرداری را که در برابر سپاه اسکندر مقاومت کرده را پایین می آوریم ، کاری که شاید خود اسکندر هم آن را انجام نمی داد چون اگر او می خواست نام و آوازه این دلاور ایرانی در تاریخ دفن شود ، او را دفن نمی کرد و بر مزار او آن گونه که مورخین نقل کرده اند سنگ نمی گذاشت .

 در منابع مختلف تاریخ آمده که اسکندر با وجودی که دشمن بود و یک مهاجم ، آریوبرزن را دفن کرده و بر او سنگ مزار گذاشته و یا پیکر داریوش سوم آخرین پادشاه هخامنشی را با احترام به خاک سپرده است.
آدمی متعجب و متحیر می ماند از این بی غیرتی و بی حمیتی ملی ، واقعا اینان که چنین می کنند در سر به چه می اندیشند ؟

بزرگداشت شهدای راه میهن و شهدای هشت سال جنگ تحمیلی ، تنها درشعار محقق نمی شود . تا زمانی که دم از شهدا می زنیم ولی راه شهدا را آن گونه که باید گرامی نمی داریم و هنگامی که دم از شهدا می زنیم اما شهدای نخستین دفاع از میهن و مرز بوم ایران زمین را گرامی نمی داریم و به کودکان خود نام و آوازه آنها را نمی آموزیم و هنگامی که قصد می کنیم تا مجسمه دلاور مردان و سرداران بزرگ تاریخ ایران زمین را به جای تکثیر از بلندی به زیر کشیم ، ادعاهای ما درباره تقدیر و تکریم شهدا به طنز شبیه تر است ، آن هم طنزی تلخ تلخ !
 

در همین راستا: ما در یاسوج، «آریو برزن» را پایین می‌آوریم، آنها در مقدونیه «اسکندر» را بالا می برند